شمس الدين محمد بن محمود آملي
38
نفائس الفنون في عرائس العيون ( فارسى )
تعاقب أحوال مختلفه بود و مقيد صفات نفسرا صاحب حال نخوانند ، و أرباب كشف ذات از حد تلوين گذشته باشند و بمقام تمكين رسيده . فصل نهم [ در خلوت و آداب آن ] در خلوت و آداب و واقعات آن ، بدانكه چون حضرت رسالت صلّى اللّه عليه و آله بواسطه غلبه محبت الهى و غلواى شوق نامتناهى بجناب حق از خلق عزلت جستى و گاه گاه بغار حرا رفتى و آنجا بذكر و تعبد شبها گذرانيدى تا غايتى كه قريش گفتند : إنّ محمّدا عشق ربه ، لاجرم متصوفه سالك را در مبدء بخلوت فرمودهاند تا در كورهء خلوت نفس او به آتش رياضت گداخته شود ، از آلايش طبيعت صافي گردد . و تعيين آن بأربعين مستفاد است از آنچه رسول صلّى اللّه عليه و آله فرمود : من أخلص للّه أربعين صباحا ظهرت له ينابيع الحكمة من قلبه على لسانه ، و از كلام الهى در بيان ميقات و تبتل و انقطاع موسى عليه السّلام با حق سبحانه و تعالى آنجا كه فرمود : « وَ واعَدْنا مُوسى ثَلاثِينَ لَيْلَةً وَ أَتْمَمْناها بِعَشْرٍ فَتَمَّ مِيقاتُ رَبِّهِ أَرْبَعِينَ لَيْلَةً » چون موسى را از براى استعداد قرب و مكالمت حق سبحانه و تعالى بخلوت و امساك از طعام و شراب چهل شبانه روز احتياج بود ، و ديگران را احتياج بدآن طريق اولى بود . أما وجه حكمت در آنكه شريعت از چه معنى ميقات را باربعين مخصوص گردانيد امرى غامض است و اطلاع بر آن إلا انبيا و خواص اوليا را متعذر . و بعضى گفتهاند چون حق سبحانه و تعالى خواست آدمرا بخلافت خود در زمين نصب كند و معمار اينجهان گرداند اصل او را از خاك گردانيد تا مناسب اينعالم باشد و آن را بچهل شبانهروز ترشيح و تخمير كرد چنان كه فرمود : خمرت طينة آدم بيدى أربعين صباحا . هر صباحى از آن اشارت بوجود صفتي در وى كه سبب تعلق او گردد بدين عالم ، و هر تعلقى او را از مشاهده جمال قدم حجابى شود ، و هر حجابى سبب